تبلیغات
معارف شهرستان ماکو - مشت خدا بزرگتر از مشت ماست.


درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
نظر سنجی
امكانات جانبی
 
دختر كوچولو وارد بقالی شد و كاغذی به طرف بقال دراز كرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی كه در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.

بقال كاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در كاغذ را فراهم كرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یك مشت شكلات به عنوان جایزه برداری.

ولی دختر كوچولو از جای خودش تكون نخورد، مرد بقال كه احساس كرد دختر بچه برای برداشتن شكلات‌ها خجالت می‌كشه گفت: "دخترم! خجالت نكش، بیا جلو خودت شكلاتهاتو بردار"

دخترك پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شكلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "

بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌كنه؟

و دخترك با خنده‌ای كودكانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

------------------------

داشتم فكر میكردم حواسمون به‌اندازه یه بچه كوچولو هم جمع نیست كه بدونیم و مطمئن باشیم كه مشت خدا از مشت ما بزرگتره

امام صادق علیه السلام در دعایی می‌فرماید:

یَا مُعْطِیَ الْخَیْرَاتِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِی مِنْ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُه‏

ای عطا كننده‌ی خیرها! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و به من خیر دنیا و آخرت را ـ آن چنان كه در خور تو است ـ عطا نما.

كافی، ج 2، ص 59


 



:: مرتبط با: داستان خواندنی , مطالب دینی ,
:: برچسب‌ها: داستان ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : یکشنبه 27 بهمن 1392
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
جشنواره وبلاگنویسی