تبلیغات
معارف شهرستان ماکو - مطالب شهریور 1392


درباره ما
دوستان
آخرین مطالب
لینکستان
نظر سنجی
امكانات جانبی
 
آغاز سال تحصیلی را به همكاران معارف اسلامی در متوسطه دوم شهرستان ماكو  تبریك عرض می نمایم و امیدوارم در سال تحصیلی جدید همچون سالهای قبل ما را یاری فرمایند و در گسترش اندیشه های ناب اسلامی بر خود احساس وظیفه كنند  اجركم عندالله






:: مرتبط با: مرتبط با همکاران معارف اسلامی ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : شنبه 30 شهریور 1392
« یك پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیكی یك دبیرستان خرید. یكی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش میرفت تا این كه مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی كلاس‌ها سه تا پسر بچه در خیابان راه افتادند و در حالی كه بلند، بلند با هم حرف می زدند، هر چیزی را كه در خیابان افتاده بود شوت می‌كردند و سر و صدای عجیبی راه انداختند. این كار هر روز تكرار می شد و آسایش پیرمرد كاملاً مختل شده بود. این بود كه تصمیم گرفت كاری بكند.
روز بعد كه مدرسه تعطیل شد، دنبال بچه ها رفت و آنها را صدا كرد و به آنها گفت: «بچه ها شما خیلی بامزه هستید و من از این كه می‌بینم شما اینقدر نشاط جوانی دارید خیلی خوشحالم. من هم كه به سن شما بودم همین كار را می‌كردم. حالا می خواهم لطفی در حق من بكنید. من روزی 1000 تومن به هر كدام از شما می دهم كه بیایید اینجا، و همین كارها را بكنید.»
بچه ها خوشحال شدند و به كارشان ادامه دادند. تا آن كه چند روز بعد، پیرمرد دوباره به سراغشان آمد و گفت: « ببینید بچه ها متأسفانه در محاسبه حقوق بازنشستگی من اشتباه شده و من نمی‌تونم روزی 100 تومن بیشتر بهتون بدم. از نظر شما اشكالی نداره؟»

بچه ها گفتند: « 100 تومن؟ اگه فكر می‌كنی ما به خاطر روزی فقط 100 تومن حاضریم اینهمه بطری نوشابه و چیزهای دیگه رو شوت كنیم، كور خوندی. ما نیستیم.»
و از آن پس پیرمرد با آرامش در خانه جدیدش به زندگی ادامه داد.



منبع www.frsaba.com



:: مرتبط با: سخنان حکمت آموز ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : جمعه 29 شهریور 1392
انواع نرم افزار اندروید

http://goldandroid.mihanblog.com/



:: برچسب‌ها: نرم افزار ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : سه شنبه 26 شهریور 1392
كدام اشرف است انسان یا زمین ؟

خداوند در قرآن کریم انسان را اشرف مخلوقات نامیده و در سوره‌ی غافر فرموده که خلقت زمین‌ و آسمان‌ها بزرگ‌تر از انسان است این آیا تناقض در قران نیست
کدام اشرف است انسان یا زمین ؟







:: مرتبط با: مرتبط با همکاران معارف اسلامی , مرتبط با دین و زندگی پیش ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : سه شنبه 26 شهریور 1392
قرآن همراه با ترجمه و قرائت




http://tanzil.net





ن : علی اصغر حسن زاده
ت : دوشنبه 25 شهریور 1392

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم
موضوع : من رسیدم میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه



http://jalebtarinha.blogsky.com/category/cat-3




:: مرتبط با: سخنان حکمت آموز ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : یکشنبه 24 شهریور 1392
نکته ها و پند ها | بادکنک سیاه
در یک شهربازی پسرکی سیاهپوست به مرد بادکنک فروشی نگاه می کرد …
 

بادکنک فروش برای جلب توجه، یک بادکنک قرمز را رها کرد تا در آسمان اوج بگیرد و بدینوسیله جمعیتی از کودکان را که برای خرید بادکنک به والدینشان اصرار می کردند را جذب خود کرد.

سپس یک بادکنک آبی و همینطور یک بادکنک زرد و بعد از آن یک بادکنک سفید را به تناوب و با فاصله رها کرد.

بادکنک ها سبکبال به آسمان رفتند و اوج گرفتند و ناپدید شدند…

پسرک سیاهپوست هنوز به تماشا ایستاده بود و به یک بادکنک سیاه خیره شده بود!

تا این که پس از لحظاتی به بادکنک فروش نزدیک شد و با تردید پرسید: ببخشید آقا! اگر بادکنک سیاه را هم رها می کردید آیا بالا می رفت؟

مرد بادکنک فروش لبخندی به روی پسرک زد و نخی را که بادکنک سیاه را نگه داشته بود برید و بادکنک به طرف بالا اوج گرفت و پس از لحظاتی گفت:

پسرم آن چیزی که سبب اوج گرفتن بادکنک می شود رنگ آن نیست، بلکه چیزی است که در درون خود بادکنک قرار دارد …

دوست کوچک من، زندگی هم همینطور است و چیزی که باعث رشد آدمها میشود رنگ و ظاهر آنها نیست …

رنگ ها … تفاوت ها … مهم نیستند… مهم درون آدمه، چیزی که در درون آدم هاست تعیین کننده مرتبه و جایگاهشونه و هرچقدر ذهنیات ارزشمندتر باشه، جایگاه والاتر و شایسته تری نصیب آدم ها میشه.

http://jalebtarinha.blogsky.com/1389/11



:: مرتبط با: سخنان حکمت آموز ,
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : یکشنبه 24 شهریور 1392
ن : علی اصغر حسن زاده
ت : شنبه 23 شهریور 1392
 
موضوعات
صفحات
نویسندگان
آرشیو مطالب
برچسب ها
جشنواره وبلاگنویسی